فرشته آسمونی

امیررضا جوووووووووووووون مامان و بابا

این چند روز

سلام امیررضای عزیز و همه دوستان همون طور که گفته بودم اخر این ماه عروسی عمه جون فاطمه امیررضا هست و ما سخت مشغول خرید و کارهای جانبی عروسی ان شا الله بعد عروسی از کارهای این فسقل پسر که کلی برامون خاطره سازی میکنه مینویسم حالا عکس ها این عکس ها امیررضا منتظر هست تا پیش حاج اقا قران بخونه اینم پسرم در حس یک قاری بهش میگم: چرا رفتی بالا میز میگه: مگه حاج اقا نمیره بالا منبر اینم جایزه ای که من و بابایی برا حفظ اولین سوره قران که توحید هست برا پسری خریدیم عکسای تعطیلات عید فطر ییلاق   اینم عکسایی که رفتیم برا عمه جون مبل ببینیم بیرون مبل فروشی دوست پیدا کردن و بازی با اون ...
11 مرداد 1394

یکی از بهترین روز ها

سلام به اميررصاي عزیز و دوستان گلم  و یه سلام مخصوص به همسر عزیزم  امروز یکی از بهترین روزهای زندگی منه چون  چون تو این من و بابایی امیررضا دست در دست با توکل بر خدا زندگی مشترکمون رو شروع کردیم....  همسر خوبم با وجود پر مهرت و نگاه گرمت دنیایی از پاکی و صفا برام به ارمغان آوردی.... خوب من براي توصیف مهربانی هايت واژه یاری نمیدهد.....    چرا  که تو خود قاموس مهربانی هستی.... و من خوشحالم که سالی ديگر بر عمر زندگی مشترکمون افزوده شد..... عزیزم بابت همه زحماتی که برای آرامش و آسایش این زندگی میکشی خیلی ممنون...... از خدای متعال میخوام که سایت رو روی سر من و امیر رضا ی عزیز حفظ کنه ...
25 تير 1394

جانم فدایت

سلام به امیررضا جون و دوستان گلم     24 تیر سالروز تولد نائب امام زمان(عج) حضرت آیت الله خامنه ای بر همه شما مبارک.  خدا سايشون رو تا ظهور حضرت مهدی(عج) حفظ نماید.  بسیجی ام  به امید ظهور پنجره ام.                و بازمانده نسل هزار حنجره ام هنوز عهد و مرا می که داشتم، دارم.                و جان نیمه تمامی که داشتم دارم  به همرهان که جفا میکنند، میگویم.                 اگر چه گفته ام اکنون بلند ميگويم    که تا به نور حيات روزنه ایست.        ...
23 تير 1394

بعد از مدتها برگشتیم

سلام به امیر رضای عزیز و همه دوستان  حلول ماه پر برکت رمضان رو خدمت همه دوستان تبریک میگم و امیدوارم نهایت بهره رو ببریم  ممنون از همه دوستانی که جویای احوال ما بودن......خدا رو شکر ما خوبيم امیدوارم همه شما هم در کنار خانواده سالم و شاد باشین.  این چند وقته من و بابایی امیررضا درگیر امتحانات بودیم من تو مدرسه و بابایی دانشگاه، به خاطر همین خیلی فرصت نشد تا بیام و بنویسم و بالاخره امروز امتحانات بابایی تموم شد و گل پسر از این بابت خیلی خوشحال شده چون تو این مدت نميتونسته با بابایی قشنگ بازی کنه و البته بابایی خیلی خونه نبوده .  شما بابایی رو مجبور کردی که بره خونه آقاجون درس بخونه چون اگه خونه می موند...
7 تير 1394

بدون عنوان

با سلام ای آقا  شبتان مهتابی، روز میلاد شما در پیش است.... عرض تبریک آقا و کمی بیتابي...... کوچه ها منتظرند..... دشت ها حوصله سبزه ندارند دگر...... پس چرا دیر آقا... این نفس ها به فدای کف نعلین شما..... اندکی تند قدم بردارید..... ...
12 خرداد 1394

پدر

سلام به گل پسر و دوستاي عزیزم  سرچشمه عشق با علی آماده است.               گل کرده بهشت تا علی آمده است  شد کلبه حرم خانه میلاد علی.                      کز کلبه صدای یا علی آمده است  میلاد با سعادت امام علی(ع) رو به همه دوستان و شیعیان مولا تبریک ميگم.و همچنین روز مرد این روز رو هم اول از همه به همسر عزیزم و پدر و پدر شوهر تبریک میگم ایشالله سلامت باشن و سايشون روی سر ما.  همسر عزیزم و بابای گلم  از اینکه برای پیشرفت زندگی و اینکه ما تو راحتی باشیم این همه زحمت میکشی ممنون هستیم و نمی دونیم چه طوری قدردون این زحمت هات ...
12 ارديبهشت 1394

وقتی کوچولو بودم

سلام به امیررضا و دوستاي عزیز  مامانی تازگی ها یه تکه کلامی پیدا کردی که خیلی با مزه ترت کرده .....  وقتی کوچولو بودم.....  هر کاری که میخوای انجام بدی میگی مامانی من کوچولو بودم اینجوری انجامش می دادم..... و ما در مقابل این حرف هات چاره جز یه دل سیر خندیدن نداریم آخه خیلی با مزه اینو تعریف میکنی.... و تازگی ها یه سری رفتار ها از خودت نشون ميدي که واقعا نمیدونم چی کار کنم ان شالله به زودی درباره این رفتارهات باید یه پست بزارم تا دوستاي عزیز کمکم کنن.  دوستتتتتتتتتتتتتت دارم هوارتا
2 ارديبهشت 1394

م ا د ر

سلام سرای احمد امروز رشک طور است                     زمین و آسمان غرق سرور است نهد پا در جهان دخت محمد(ص)                        به راهش از جهان گلریز حور است   روز مادر رو اول به مادر و مادر شوهر عزیزم تبریک میگم ایشالله سال های سال سایشون بالای سرمون باشه دوم این روز رو خدمت همه مادرهایی که فرزنداشون رفتن تا ما با ارامش این روزهای رو جشن بگیریم تبریک میگم  وقتی چشم به جهان گشودم. قلب کوچکم مهربان...
20 فروردين 1394

سال جدید

سلام به گل پسرم و همه دوستای عزیز بازم اومدنم طول کشید اخر سال هست و کلی کار باید انجام می دادم برا همین دیر شد......سال اول گرد گیری خونه با پسری در روروئک انجام شد در سال دوم پسری با که با هر بهم ریختگی بازی برا خودش درست میکرد و سال سوم که میخواست کمک یار مامان باشه و من نگران شکستن و یا افتادن و یا انداختن چیزی روی سرش خلاصه این ها هم گذشت. سال فاطمیمون هم با شهادت حضرت فاطمه(س) شروع شد و ما هم طبق سالهای گذشته درگیر مراسم شام دهی مامان جون امیررضا بودیم و اتفاق خیلی پر برکت سال جدید سفر به مشهد بودئ این مسافرت کاملا اتفاقی بود و خدا رو شکر میکنم از این بابت و این دو پست پشت سر هم  با مسافرت به مشهد مقدس برکت گرفت. پسری ...
14 اسفند 1393

برگی دیگر از خاطرات امیررضا جون

سلام به امیررضای عزیزم و همه دوستای گلم پسری مامان خیلی خیلی ببخشید که اومدنم خیلی طولانی شد و از خاطراتت کم نوشتم این ماه پر از ماجرا و اتفاق بود...شما یک ماه بزرگ تر شدی اوایل بهمن ماه قسمت شد تا بعد از امتحانات بابایی همراه خاله و دایی من و بابایی بریم مشهد...جای همه دوستان خالی خیلی خوش گذشت...بعد از چند سال موقعی رفتیم که به نسبت حرم خلوت تر بود و از این خلوتی نهایت استفاده رو تا میتونستیم کردیم امیررضا هم که برای خودش دنیایی داشت از قدم زدن تو اون صحن و سرا لذت میبرد و ما هم سعی می کردیم که پسری خاطرات شیرینی از یه گنبد و حوض و حرم و.... داشته باشه و براش بشه یه یادگاری در قسمت پایین عکسای این سفر رو گذاشتم ...
20 بهمن 1393